بکرومز دارای زیباییشناسی خاص و ناآرامکنندهای است که فوراً قابل تشخیص است. در نگاه اول محیط بیخطر یا حتی خستهکننده به نظر میرسد: دیوارهای زرد ساده، فرشهای طرحدار، چراغهای سقفی وزوزکننده و کاشیهای اداری کهنه. اما همین عادیبودن است که به بکرومز قدرت میدهد. طراحی آن بر پایهی «امر غریب» بنا شده است؛ همان حسی که چیزی آشنا بهطور نامحسوس اشتباه یا نادرست شده باشد. کاغذدیواری بیش از حد لکهدار است، چراغها بیش از حد بلندند و هوا بیش از اندازه کهنه. هر جزئی به فضایی کمک میکند که هم زندگی در آن جریان داشته و هم رها شده، هم نگهداری شده و هم در حال پوسیدن است. برخلاف قصرهای گوتیک یا خانههای جنزده که پر از نشانههای آشکار خطر هستند، بکرومز با پیشپاافتادگی میترساند. آنها شبیه مکانهاییاند که همه ما قبلاً دیدهایم — مدارس، ادارات، سالنهای انتظار — اما آنقدر کشیده و تکرار میشوند که حس راحتیشان فرو میپاشد. زیباییشناسی این فضا بر یکنواختی نیز تأکید دارد: همان رنگها، همان بافتها، همان وزوز بیپایان. در چنین تکراری، ذهن شروع به تحریف ادراک میکند؛ لکههای معمولی به نشانههای شوم بدل میشوند و سایههای ساده به موجوداتی کمینکرده. بکرومز ثابت میکند وحشت به تاریکی یا خون نیاز ندارد؛ میتواند کاملاً از نور فلورسنت و سکوت خالی ساخته شود. این پالت نهتنها بصری بلکه احساسی است؛ ترس را با رنگهای زندگی روزمره نقاشی میکند.
قسمت اول