بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به منوی ویکی

قسمت دهم: نور، سایه و نقش دید

backrooms10

نور در بک‌رومز همان‌قدر اهمیت دارد که معماری آن. درخشندگی تند لامپ‌های فلورسنت همیشگی است، اما هرگز یکنواخت نیست. بعضی نقاط با نظمی ریتمیک سوسو می‌زنند و برخی دیگر نامنظم، انگار خود ساختمان از طریق نور نفس می‌کشد. این سوسوزدن حالتی هیپنوتیزم‌گونه دارد — نگاه کردن طولانی باعث می‌شود دیوارهای زرد انگار حرکت کنند یا خم شوند. روشنایی در عین پاکی، خفه‌کننده است؛ نه گرما دارد و نه آرامش، همه‌چیز را آشکار می‌کند اما هیچ چیز را توضیح نمی‌دهد. سایه‌ها در جاهایی ظاهر می‌شوند که نباید باشند: در گوشه‌هایی بیش از حد عمیق، زیر دریچه‌ها، یا حتی در بازتاب خودت. گاهی هنگام حرکت، سایه‌ات لحظه‌ای درنگ می‌کند — کمی عقب می‌ماند — و همین کسری از ثانیه، خونت را منجمد می‌کند. چراغ‌ها هم‌صدا می‌وزند اما رنگشان اندکی تغییر می‌کند؛ بعضی مایل به سبز، برخی سفیدتر، و بعضی چنان کم‌نور که شبیه گرگ‌ومیش هستند. در آن مناطق تاریک‌تر، بینایی قابل اعتماد نیست. اشکال مبهمی در گوشه‌ی دیدت شناورند، اما وقتی برمی‌گردی، ناپدید می‌شوند. بک‌رومز با دید انسان همان کاری را می‌کند که رویا با ذهن — مرز میان وضوح و توهم را محو می‌کند تا جایی که دیگر نمی‌توانی به چشم‌های خودت اعتماد کنی. وحشت در اینجا از آنچه می‌بینی نمی‌آید، بلکه از چیزی است که فکر می‌کنی دیدی.

برای اطلاعات بیشتر به ادرس زیر مراجعه کنید...
ویکی بکرومز
            
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
عکس ها