بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به منوی ویکی

قسمت سوم : فضاهای آستانه‌ای و چرایی اهمیتشان

backrooms3

یکی از دلایل اصلی که باعث می‌شود بک‌رومز برای بسیاری از افراد آشنا و تأثیرگذار باشد، ریشه داشتن آن در مفهوم فضاهای آستانه‌ای است. فضای آستانه‌ای همان مکان‌های گذار هستند — راهروها، پله‌ها، سالن‌های انتظار یا مدارس خالی در شب. این فضاها معمولاً موقتی‌اند؛ ما از آن‌ها فقط برای رسیدن به جایی دیگر عبور می‌کنیم. اما وقتی خالی، متروک یا بی‌پایان تکرار شوند، نوعی دل‌آشوبی عجیب ایجاد می‌کنند. بک‌رومز این دل‌آشوبی را تشدید می‌کند، چون افراد را در محیطی آستانه‌ای بی‌پایان زندانی می‌سازد که هیچ خروجی ندارد. چیزی که آشناست، تهدیدآمیز می‌شود، دقیقاً به این دلیل که بیش از حد عادی است. دیوارهای زرد روشن و چراغ‌های وزوزکننده باید حس امنیت بدهند، اما وقتی تا بی‌نهایت تکرار می‌شوند، کیفیتی سورئال و شبیه به رؤیا پیدا می‌کنند. ذهن ما به دنبال معنا می‌گردد — یک دفتر باید کارمند داشته باشد، یک راهرو باید جایی را به جایی برساند — اما در بک‌رومز این انتظارها هرگز برآورده نمی‌شوند. این تضاد میان انتظار و واقعیت، ناخودآگاه را آشفته می‌کند. روان‌شناسان می‌گویند انسان‌ها از فضاهای آستانه‌ای می‌ترسند چون هدف را از آن‌ها می‌گیرند. وقتی مکانی که برای گذر ساخته شده به خودِ مقصد تبدیل شود، احساسی نادرست، بیگانه و خفه‌کننده ایجاد می‌کند. بک‌رومز دقیقاً همین ترس را به تصویر می‌کشد: یک گذرگاه بی‌پایان، سفری بدون مقصد، و یادآوری شکنندگی حس ما از «عادی بودن».

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم